تبليغاتX
سایکو: قالب‌ساز آزاد
دل سوختگان
هشتم اسفند 1385
دلم برات تنگ شده حتی نمی تونی درک کنی؟

شراب ارزوهایم را چه کسی سر کشید؟
تا که یکباره بی ارزو گشتم.
در میخانه را چه کسی برویم بست ؟
تا که تنها و بی کس گشتم.
روح..... را چه کسی از او ربود تا بی روح گشتم.
ما را چه کسی از ما گرفت

همه چیز عوض شده .من ....تو...او...همه چیز تمام شد تا رفتن اغاز شود.
مردانه مرد بودن هنر است نه نامردانه مرد بودن.
هیچکس نمی فهمه حتی تو!
چرا که جمله ی یست بس سنگین ودشوار

+ نوشته شده در 19:33 توسط shahab.