تبليغاتX
سایکو: قالب‌ساز آزاد
دل سوختگان
دهم دی 1385
بدون تو گمان کردی که می مانم

وقتی تو نیستی ، نه هست های ما چونان که بایدند نه بایدها
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خوانم
عمریست لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میکنم ، باشد برای روز مبادا
اما در صفحه های تقویم روزی بنام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد روزی شبی دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست ،
اما کسی چه میداند
شاید امروز نیز روز مبادا باشد
وقتی تو نیستی ، نه هست های ما چونان که بایدند نه بایدها
هر روز بی تو روز مباداست
آیینه ها در چشم ما چه جاذبه ای دارند
آیینه ها که دعوت دیدارند، دیدارهای کوتاه از پشت هفت دیوار
دیوارهای صاف ، دیوارهای شیشه ای شفاف
دیوارهای تو، دیوارهای من ، دیوارهای فاصله بسیارند
آه ، دیوارهای تو همه آیینه اند ، آیینه های من همه دیوارند ...
وقتی تو نیستی ... !

+ نوشته شده در 11:53 توسط shahab.