با تو فانوس ترانه یه چراغ شعله ور بود
لحظه ها چه عاشقانه قاصدک چه خوش خبر بود
کوچه ها بدون بمبست اسمون پر از ستاره
شبها گل خونه خورشید وازه ها شعر دوباره
دست تکون دادن آخر توی اون کوچه خلوت
بغض بی وقفه آواز گریه های بی نهایت
مدتیست که رفته بدون خدا خافظی بدون. من تنها گذاشته بودن هیچ دلیلی .آخرین حرفش این بود دوستت ندارم.