تبليغاتX
سایکو: قالب‌ساز آزاد
دل سوختگان
بیست و سوم مهر 1385
نیست
گریه کردم اما دردم نگفتم
تکیه دادم به غرورم تا از پا نیوفتم
چه ترانه بی اثر بود متل مشت زدن به دیوار
اولین فصل شکستن آخرین خدا نگهدار
من به قله می رسیدم اگه هم ترانه بودی
صد تا سد رو می شکستم اگه تو بهانه بودی
 اگه غم ترانه بودی اگه تو بهانه بودی

با تو فانوس ترانه یه چراغ شعله ور بود
لحظه ها چه عاشقانه قاصدک چه خوش خبر بود
کوچه ها بدون بمبست اسمون پر از ستاره 
شبها گل خونه خورشید  وازه ها شعر دوباره

دست تکون دادن آخر توی اون کوچه خلوت
بغض بی وقفه آواز گریه های بی نهایت

مدتیست که رفته بدون خدا خافظی بدون. من تنها گذاشته بودن هیچ دلیلی .آخرین حرفش این بود دوستت ندارم.

+ نوشته شده در 12:53 توسط shahab.