تبليغاتX
سایکو: قالب‌ساز آزاد
دل سوختگان
بیست و هشتم تیر 1385




اگه از یاد تو رفتم اگه رفتی تو زدستم
اگه یاد دیگرونی ...من هنوز عاشقت هستم

با وجود اینکه گفتی ...دیگه قهری تا قیامت
با تموم سادگی هام گفتم اما.... به سلامت

شاید این خوابه که دیدم ...هر چه حرف از تو شنیدم
قلب ناباور من گفت من به عشقم....نرسیدم!

پیش از این نگفته بودی ... غیر من کسی رو داری
توی گریه توی شادی ….سر رو شونه هاش بذاری

تو رو می بخشم و هرگز دیگه یادت نمی افتم....
برو زیبای عزیزم ... تو گرونی ... من چه مفتم



یک لحظه عروج است و رسیدن به کمال....
یک عشق غوغای درون است و تمنای وصل...
یک عشق سکوت است و سخن گفتن چشم....
....یک عشق خیال است و....خیال است و....خیال
+ نوشته شده در 18:11 توسط shahab.
بیست و دوم تیر 1385
انتظار

از دريچه
با دل خسته، لب بسته، نگاه سرد
مي كنم از چشم خواب آلودة خود
صبحدم
بيرون
نگاهي:

در مه آلوده هواي خيس غم آور
پاره پاره رشته هاي نقره در تسبيح گوهر . . .
در اجاق باد، آن افسرده دل آذر
كاندك اندك برگ هاي بيشه هاي سبز را بي شعله مي سوزد . . .

من در اينجا مانده ام خاموش
بر جا ايستاده
سرد
وز دو چشم خسته اشك يأس مي ريزم به دامان:
جاده خالي
زير باران
+ نوشته شده در 19:39 توسط shahab.