تبليغاتX
سایکو: قالب‌ساز آزاد
دل سوختگان
چهاردهم خرداد 1385
زندگي
زندگي چون کودکي تنهاست:
ساده وغمناک!،
اشک سردي همچون مرواريد
ميدود در جام چشمانش،
ميچکد بر خاک،
سادگی در چهره اش پيداست!
گاه يک لبخند
ميدمد در اسمان گونه هايش گرم،
مي شکوفد در بنا گوشش
غنچه آزرم.
گاه ابر تيره اندوه
بر جبينش ميگشد دامن
سر فرو مي اورد نا شاد،
چون نهاهی نرمو نازک تن
در گذار باد

زندگی زيباست:
ساده و مغموم،
چون غزالي در کنار چشمه اي،در خلوت جنگل
مانده از ديدار جفت گمشده محروم
ديده اش از انتظاري جاودان لبريز
در بهاري سرد
مرغ زيبايي نشسته شادمان بر شاخه اندوه
سادگي افتاده همچون شبنمي از ديده مهتاب
در سکون حيرتي خاموش
بر عقيق بوته اعجاب
زندگي چون کودکي تنهاست:
ساده وغمناک،
زندگي زيباست
+ نوشته شده در 10:26 توسط shahab.
یازدهم خرداد 1385
از انتهاي روح.......

انان چه احمقند
انان كه عشق را
تنها به سوي خويش
اصرار مي كنند
خود را ميان تن
شب را ميان من
من را ميان خود
تكرار مي كنند
ليلاي خسته را
از انتظار جسم
از شانه هاي يار
بيزار مي كنند
وقتي به هر هوس
در بازوان لمس
چيزي شبيه عشق
ايثار مي كنند
با نغمه هاي دل
شوري اگر تپيد
او را به راه خويش
اجبار مي كنند
انان كه روز و شب
از انتهاي روح
خود را كه مرده اند
اقرار مي كنند
انان چه كوچكند
+ نوشته شده در 9:40 توسط shahab.
نهم خرداد 1385
تو چراغ یک ستاره توی شبهای کویری
واسه تشنه رسیدن چشمه آب زلالی
تو تبسم خدایی به روی قلب سیاهم
لحظه طلوع خورشید تو غروب قلب تارم
خط بوسه نسیمی تو کویر داغ غربت
سحر و جادوی خدایی توی برگه صداقت
آخرین بند امیدی توی چاه بی نشونی
فصل رفتن گناهی توی انبوه سیاهی
تو لطافت بهای واسه خزون قلبم
عطر گلهای شقایق تو جهنم نگاهم
تو شکستن طلسم قفل سنگین گناهی
تپش دوباره قلب موقع قطع امیدی
تو رهایی پرنده توی اوج آسمونی
لحظه دریا رو دیدن واسه ماهی کویری
تو ترانه خدایی واسه چشمای مستم
تو فرشته وصالی واسه قلب شکستم
تو شکفتن یه غنچه زیر بارون فراغی
شستن چشمای عاشق با ترنم وصالی
تویی شاهزاده قصه من گدای ناز چشمات
ساغر عشق خدایی من دیوونه شرابت
با تمون بی نشونی آدرس چشماتو حفظم
با تموم ظلمت دل غرق خورشید نگاتم
سر در قلبم نوشتم هیچ کسی رو راه نمیدم
آخه تا چشماتو دارم عاشق کسی نمیشم
همه دنیا بدونن مست چشماشون نمیشم
تا خدا خدای دنیاست عاشق چشمات میمونم
+ نوشته شده در 9:51 توسط shahab.